صائن الدين على بن تركه
388
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
أوتيت جوامع الكلم ( ص 6 ) : منظور از « جوامع الكلم » قرآن است ؛ كتابى كه در بر دارندهء كتب پيشين الهى است و خداوند معانى بسيار را در الفاظ اندك و آسان آن جمع آورده است ( بنگريد به : الصحيح ، مسلم ، ج 1 ، ص 371 ؛ الصحيح ، البخاري ، ج 4 ، ص 214 ) . عجلونى با استناد به عسكرى و ديلمى ، حديثى نقل مىكند كه پيامبر در آن فرموده است : « أوتيت جوامع الكلم و اختصر لي الكلام اختصارا » ، اما چون در سند حديث راوى ناشناختهاى هست ، در اعتبار آن ترديد مىكند ( كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 15 ) . علاوه بر اين ، در منابع اهل سنت حديثى از پيامبر ( ص ) نقل شده است كه مىفرمايد : « فضّلت على الأنبياء بستّ : أعطيت جوامع الكلم ، و نصرت بالرّعب و أحلّت لي الغنائم ، و جعلت لي الأرض طهورا و مسجدا ، و أرسلت إلى الخلق كافّة ، و ختم بي النبيّون » ( الصحيح ، مسلم ، ج 1 ، ص 371 ، « كتاب المساجد » ؛ فيض القدير ، ج 4 ، ص 438 ) . اين حديث به صورتهاى ديگر هم روايت شده است ( بنگريد به : الصحيح ، البخاري ، ج 4 ، ص 214 ، « كتاب الحيل ، باب التعبير » ) ؛ شيخ صدوق نيز چنين نقل مىكند : « أعطيت خمسا لم يعطها أحد قبلي : جعلت لي الأرض مسجدا و طهورا ، و نصرت بالرّعب ، و أجلّ لي المغنم ، و أعطيت جوامع الكلم ، و أعطيت الشّفاعة » ( من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 240 - 241 ) . أوّل ما خلق اللّه العقل ( ص 2 ) : از احاديث مشهور موضوعه است و به اين شكل در كتب معتبر احاديث شيعه و سنى وجود ندارد . در روايتهاى مختلف كه احاديث اوائل را تشكيل مىدهند به جاى « عقل » از كلمات نور ، قلم ، عرش ، روح ، دوات و درّهء بيضاء هم استفاده شده است . در اين احاديث سخن از نخستين آفرينش خداوند است و دربارهء اختلاف روايات آنها بايد گفت همگى اين احاديث تأويلپذير و قابل اطلاق بر يكديگر هستند و تنها بر اثر قبول اوصاف و مناسبتهاى مختلف به نامهاى متعدد خوانده شدهاند ( بنگريد به : الانسان الكامل ، ص 398 - 400 ) . مجلسى ضمن بحث مستوفايى در توضيح و تفسير احاديث مزبور ، قابل جمع بودن آنها را بررسى كرده است ( بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 99 به بعد ) . او روايتى هم از امام موسى كاظم ( ع ) نقل مىكند كه بر هويت نورى عقل تصريح دارد : « إنّ اللّه تعالى خلق العقل و هو أوّل خلق خلقه اللّه من الرّوحانيّين عن يمين العرش من نوره » ( بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 316 ؛ نيز بنگريد به : وافى ، ج 1 ، ص 17 - 19 ) . رايجترين شكل حديث مورد نظر در كتب حكمى - عرفانى با اندك اختلافى اين گونه است : « أوّل ما خلق الله العقل . فقال له أقبل ، فأقبل . ثم قال له أدبر ، فأدبر . ثم قال اللّه عزّ و جلّ : و عزّتي و جلالي ما خلقت خلقا أكرم علىّ منك . بك آخذ و بك أعطي و بك أثيب و بك أعاقب » ( إحياء العلوم ، ج 1 ، ص 99 ) مولانا هم به مقدم بودن آفرينش عقل اشاره كرده است : نى كه اول دست يزدان مجيد * از دو عالم پيشتر عقل آفريد ؟ ( مثنوى ، دفتر 6 ، بيت 1936 ) بعثت بالحنيفة السّهلة السّمحة ( ص 274 ) : اين حديث ناظر بر تساهل و تسامح دين اسلام است